فصل دهم: هوای گریه

نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رهـا رهـا رهـا من
زمن هرآن که او دور
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک
از او جــدا جــدا من
نه چشم دل به سویی
نه بـاده در سبویـی
که تـر کنـم گلویی
به یـاد آشـنـا مـن
ستـاره هـا نهفـته
در آسمـان ابـری
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من
هوای گریه با من
سیمین بهبهانی
+ نوشته شده در شنبه نهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 1:45 توسط لیلی فرد
|